·٠•●♥دخمل خوب ♥●•٠·
h+ome | E+mail| D+esign | p+rofile
برادران یوسف وقتی میخواستند یوسف را به چاه بیفکنند یوسف لبخندی زد. یهودا پرسید: چرا خندیدی ؟ این جا که جای خنده نیست ! یوسف گفت : روزی در فکر بودم چگونه کسی میتواند به من اظهار دشمنی کند با این که برادران نیرومندی دارم ؟! اینک خداوند همین برادران را بر من مسلط کرد تا بدانم که غیر از خـ♥ـدا تکیه گاهی نیست !
نظرات شما عزیزان:
پاسخ: لایک
پاسخ:میسییییی
پاسخ: وای اسما جون اصن وقت نمیکنم
پاسخ: میسی آبجی گلم
پاسخ: مر30 عزیزم به چشم آدمای خوب عالی میاد
باختند آنانی که با غیر خدا رفیق شدند
پاسخ:به به، به به فیض بردیم از جملات زیبایتان
پاسخ: وای خواهش میکنم ممنو توی وب با ارزشت لینک کن... اشکمو دراوردی دیگه دوست ندارمممم
خخخخخخخ
پاسخ: برو بابا اصن حک با چه ق ای مینویسن؟؟
الان داشتی می گفتی که................ اینم از پاسخت . منو لینک کن بعد به من خبر بده تو رو لینک کنم . فهمیدی یا نه
راستی اون سوالی هم که ازم پرسیدی
تغییر دادن اون قالب که کاری نداره
پاسخ: خب چطوری؟؟؟
»